محمد حسن سمسار
23
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
فصل سوم نام سيراف نام اين بندر بزرگ را در همه كتابهاى مسالك و ممالكى ، كه در نخستين سدههاى هجرى ، نوشته شده است ، به صورت « سيراف » مىيابيم . نخستين كسى كه اين نام را بگونهى ديگرى ياد كرده ، محمد بن محمود بن احمد طوسى سلمانى ، نويسنده كتاب « عجايب المخلوقات و غرايب الموجودات » است ، كه كتاب خود را بين سالهاى 555 تا 573 هجرى برشته نگارش كشيده است . وى در داستان كيكاوس مىنويسد : « و از جمله نوادر ملك كيكاوس بود ، جنيان مسخر او شدند در عهد سليمان و از بهر وى شهرى بنا كردند ، و سور وى برنجين و از شگفتى وى يكى آن بود كى طعام خوردى حدث نكردى و مظفر بود . كلبى گويد آفريدگار چندان قوت بكيكاوس داد كى از زمين برخاستى و در هوا شدى ، و كيكاوس را صاحب النسور خوانند ، كى بر چهار كركس سوار شد كى در زير تخت وى آمدند و ببردند . تا بسحاب رسيد قوت ايشان بنمايد ، بيفتاد و آن روز حدث كرد و در دست ذو الادعار ابراهه اسير شد و مفلوج گشت . پس رستم بن دستان ويرا باز ستد و ببرد تا آمل . از وى سياوش بزاد و به زمين سيراف افتاد و سپاه وى بطبرستان بود ، ويرا آب و شير دادند و نام آنجا